وقتی جوجه ای با پاهای باز می نشیند و کمک می خواهد، نه گفتن سخت است. و اگر خواهرت باشد، غیرممکن است. اما حتی برای برادرت هم خوب است که پاهای خوش فرمش را دراز کند. چه کسی فکرش را میکرد که برای او سختی داشته باشد؟ اما خواهر کوچک، با قضاوت در فیلم، چیزی در مورد نجابت نمی دانست. او بلافاصله یک دیک در دهانش گرفت. من در مورد آنها عوضی ها تعجب می کنم، آیا آنها غیر از دیک چیز دیگری در سر دارند؟ مثل مغز؟
اگر پسری به جوجه ای خیانت کند، می تواند هر کس را که می خواهد لعنت کند. بنابراین سبزه تصمیم گرفت خود را به یک سیاه پوست بدهد و اجازه دهد دوست پسرش آن را ببیند. و من کاملاً با او موافقم - بیدمشک خود را باز کنید و آن را از لذت های دنیا پنهان نکنید. بگذارید دیگران قدر گنج شما را بدانند! مانند یک کتابخانه عمومی از مهمانان میزبانی کنید - به آنها اجازه دهید صمیمی شما را بررسی کنند